همین حالا از کتاب خوشی ها و مصائب کار، فصل حسابداری را خواندم. عجب فصل تاثیر گذاری بود. من در موقعیتی شروع به خواندن این کتاب کردم که دقیقا در انتخاب بین شغلهایی به سبک فصل های این کتاب قرار گرفته ام. و فکر می کنم نویسنده به هدف زده است. زندگی صاحبان این شغلها را به بهترین شکل ممکن روایت کرده و در عین حال تفسیرهای خوبی ارائه کرده است. 

راجع به شخصیت نویسنده کنجکاو شده ام. شخصیتی که کل را به جزء و جزء را به کل می برد و در این حرکت نوسانی، هیچ ابایی ندارد که مقیاس ذهن خواننده را پاره کند! اطلاعات زیادی را از محیطی که در آن قرار میگرفته کسب می کند و صراحتی به شدت زیاد دارد که هیچ لایه ای از تعارف را سالم نمی گذارد.

فصل حسابداری، تیری صاف بر پیشانی مدرنیته و زندگی های اداری زده است و به مثابه یک تراژدی است. نمی دانم پاراگرافی که در مورد قهوه و الکل، دو فراز و فرود یک زندگی اداری است را بنویسم یا نه. چون مطمئن نیستم بدون ما بقی متن، آن حسی که باید از نوشته بدست آید، بدست آید.

یک نکته دیگر، حافظه قوی نویسنده است. من نمی دانم در هر لحظه نوت برداری کرده یا هر شب هر چه به یاد می آورده می نوشته. اما این همه جزئیات و وصل کردن آنها به هم از دست هر کسی بر نمی آید. حسودی ام شد!

تمام کردن این کتاب را به خودم، و خواندنش را به شما توصیه میکنم.

باتشکر از (@marketexpertir) بابت معرفی این کتاب در یک سری منشن های پینگ پونگی توییتری

منبع : یادداشت ها |فوران هیجانی ناشی از خواندن یک فصل از یک کتاب
برچسب ها : کتاب ,کرده ,نویسنده ,زندگی